درس هایی که کودکان از معلمشان یاد می گیرند
زنگ اول امروز (یکشنبه ) که تقریباً اخرین روز مدرسه بود را اختصاص دادم به بحث و تبادل نظر با بچه ها .به خاطر همین سعی کردم نیمکت ها ر ا طوری بچینم که همه بتونیم به راحتی با هم حرف بزنیم و نظراتمون را بدیم.
به بچه ها گفتم بچه ها من یه سؤال ازتون می پرسم شما در مورد این سؤال خوب فکر کنید بعد هرکه هر چیزی که به ذهنش میرسه برای دوستاش توضیح بده.
سوال این بود: امسال در کلاس چه چیزهایی و موضوعاتی یاد گرفتید و فکر می کنید بیش ترین تاٌثیری که معلمتون رو ی شما گذاشت چه بود؟
جواب بچه ها برام شنیدنی بود. در اینجا چند تا از جواب هایی که یادداشت کردم رو می نویسم:

نگار درانی نژاد:
اجازه خانم من یاد گرفتم که مستقل باشم . در صحبت کردن از کلمات مؤدبانه استفاده کنم . زود قضاوت نکنم .به این احتیاج نداشته باشم که کسی بهم بگه تکالیفت ر وانجام بده. من یاد گرفتم هر کاری که می خوام انجام بدم باید به نام خدای مهربون شروع کنم تا خدا مواظبم باشه و ....

زهرا نظری پور:
خانم من یاد گرفتم که با ادب باشم و دیگه این که وقتی می خواهیم جشن تولد بریم آرایش نکنیم و روسری سر کنیم و جلوی نامحرم آستین کوتاه نپوشیم ..

فاطمه خسروی :
یاد گرفتم مؤدبانه تر از قبل با دیگران برخورد کنم . به حرف بزرگ ترهام گوش بدم . یاد گرفتم که بچه ها همشون قشنگن و آرایش زیبایی اونا رو می پوشونه و روسری سر کردن بچه ها رو قشنگ تر می کنه..

پریماه ( مریم ) دامن باغ
یاد گرفتم در کنار بازی به نوشتن تکالیفم هم اهمیت بدم ومن یادگرفتم سر جلسه با دقت باشم ..

حنانه:
خانم یاد گرفتم که نباید مغرور باشم.

پردیس مقدسی:
وقتی می خواهیم از خونه بیرون بریم با لباس خونه نریم . حداقل خودمون رو با یه روسری بپوشونیم.

فرزانه شریف پور:
من یاد گرفتم که تا می تونم به دیگران کمک کنم و تو زندگی به دوستام نیکی کنم.خانم من یاد گرفتم خوبی ها رو ببینم نه بدیها!

فاطمه حقیقی:
خانم من امسال یاد گرفتم که سر هر مسئله ی بی اهمیتی شکایت نکنم و سعی کنم مشکلاتم رو خودم حل کنم.

زهرا فیروزی :
من یاد گرفتم که حسادت کار خیلی بدیه به خاطر همین الآن به هیجکس حسودی نمی کنم و همه ی هم کلاسی هایم را دوست دارم.

آیدا جعفری :
اجازه خانم من امسال یاد گرفتم ادب از درس خیلی مهم تره .یاد گرفتم نباید با زود قضاوت کردن دیگران رو ناراحت کنم . من یاد گرفتم که باگذشت باشم.احساس می کنم امسال که تو خیابون مانتو می پوشم خیلی بزرگ و خانم شدم.
من یاد گرفتم به معلم کلاس اولم باید خیلی خیلی احترام بذارم و شما همیشه به من می گفتید احترام معلم کلاس آول از هر معلم دیگه ای واجب تره و منو تشویق می کردین تا براشون گل ببرم .خانم من یاد گرفتم که اگه آدم مامانش معلمش باشه هیچ فرقی با بچه های دیگه نداره ( با خنده) حتی خیلی کم تر پای تخته میبرنش!

حدیث زراع:
خانم من با ادب بودن و باگذشت بودن را یاد گرفتم و فهمیدم که آدم نباید از خودراضی باشه!

شیما احمدپور:
منم فهمیدم که با ادب بودن چیز خیلی خوبیه . من امسال به درس علاقه مندتر شدم و یاد گرفتم تو نوشتن تکالیفم مستقل باشم.من فهمیدم که باید آرامش داشته باشم تا موفق تر باشم.

کیمیا دریایی:
خانم من امسال از مدرسه و کلاسم خیلی لذت می بردم . من وقتی توی کلاسمون هستم احساس می کنم توی بهشت هستم چون شما خیلی مهربونید و با ما خیلی خوب رفتار می کنید. اگه معلم عصبانی باشه و خیلی بلند حرف بزنه کلاس عین جهنم میشه !

مهسا تسلیمی :
خانم من عادت کردم مثل معلمم هر وقت یه چیز خیلی قشنگ مثل گل می بینم بگم سبحان الله!

فاطمه بشرپور:
خانم شما به ما یاد دادید که باید به معلم سال قبل خیلی احترام بذاریم براش نامه بنویسیم و بهش گل بدیم تا بدونه چه قدر دوسش داریم.

این گوشه هایی از حرف های دل بچه ها بود که صادقانه جواب دادند و عیناْ یادداشت و وارد وب شد.خودتون قضاوت بفرمایید چند درصدشون راجع به محفوظات و مطالب درسی که امسال یاد گرفته بودند نوشته بودند؟! آیا به نظر نمیرسه ما بیش ترین تاثیری که روی شاگردامون داریم همون باورهای اخلاقی و اعتقادیه ؟در واقع چیزها و مهارت هایی که بچه ها بهش احتیاج دارندو برای ورود به جامعه باید یاد بگیرند . اگر تاکید ما فقط بر روی آموزش و پرکردن ذهن دانش آموزان از محفوظات باشه هیچوقت نتونستیم نقش واقعی خودمون را ایفا کنیم و مدیون این بچّه های معصوم خواهیم ماند.

من شکوفه جعفری آموزگار سابق کلاس دوم دبستان شاهد سابق و مدیر فعلی پیش دبستانی و دبستان غیردولتی ریحانه ام.