روز سه شنبه روز دختر بود. ما به خانه ی  مادر بزرگ رفتیم . بعضی موقع ها مادرم مثل مادرش غذا درست می کند . مادرم به من و خواهرم روز چهارشنبه هدیه داد و من کاملاً درکش کردم .

امروز من همچنین برای مادر و معلّم سال قبل نامه دادم . قرار است روز یکشنبه با دوست مادرم به خانه ی آیدابرویم  چون آیدا شنبه و سه شنبه کلاس زبان دارد و ما مجبوریم یکشنبه برویم.

ما زنگ های تفریح بالا بلندو بازی می کنیم . من از اینکه معلمم قرآن را بخواند و ما با او تکرار کنیم خیلی خوشم می آید اما از درس علوم بدم می آید.

راستی خانم معلم به خاطر روز دختر کسانی را که قرار بود ده دقیقه ی اول از ورزش محروم شوند بخشید و ما همه خوش حال شدیم.

راستی من تحقیق بسیار زیبایی نوشته ام. موضوع تحقیق  در باره ی فایده های جنگل بود من این تحقیق را با خواندن دو کتاب و پرسش از پدر و مادرم نوشتم . من از خانم معلم خواهش کردم اینترنت را به من یاد دهد و خانم معلم با خوش حالی قبول کرد.